عبد الله قطب بن محيى
101
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بدخواهان و بدگويان از ايشان گسسته داراد و دل ايشان را به سكينه قوّت دهاد و تن ايشان را از قوّت خود مددها فرستاد . انه ولى ذلك و هو حسبنا و نعم الوكيل . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 26 - [ إليه يصعد الكلم الطّيّب . . . ] ( من عبد اللّه قطب بن محيى ) دنيا سرآمد و خلايق حشر شدند و هر كس را جزاى كردار خويش پيش آمد ، چه زيان نيكوكاران را كه به نعيم مقيم رسيدند و به جوار ملك سلام پيوستند و آنجا خوش بنشستند ، از آن طعن و انكار كه اهل اغترار بر كردار ايشان مىكردند ؛ و چون براى تمسك به رسوم مرسلين ابناى دنيا فروگذاشت مىكردند ، آن را مايهء استهزا و استخفاف مىساختند و به عيب و نقيصه باز مىگفتند ! لا و اللّه هيچ زيان ايشان را از آن نيست كه نه آن بيهودهگويان ماندند و نه آن بيهودهء ايشان و امر كردگار ما بر ايشان نازل شد و دمار از ايشان برآورد . سپاس و ستايش خداوند سلام را كه بر ما منّت نهاد و راه مرسلين به ما آموخت و ديدهء ما از استحسان سيرت ابناى دنيا بردوخت تا آنچه ايشان آن را عظيم مىدانند ما آن را خوار مىدانيم و آنچه ايشان آن را خوار مىدارند ما آن را عزيز و بزرگوار مىداريم . ايمان به خداى آورديم و به محمد صلى الله عليه و آله و اگرچه اين گفتارى است عام كه همه زبانى به آن جارى است ، امّا مدّعى به دو گواه ثابت شود : گفتار و كردار ، چون هر دو شاهد آيند كار تمام شود كه إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ . « 1 » ابناى دنيا را گواه گفتار باشد ، اما چون كردار ايشان گواهى طلبيم ، گواهى ندهد !
--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 10 « سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد » .